تاریخ قبرستان سفید چاه را تا ۱۲۰۰ سال تخمین می زنند و شاید محکم ترین شاهد این ادعا، قبر ابراهیم، منصور و عبدالرحمن سه فرزند امام موسیابن جعفر(ع) باشد که هر سه در سفیدچاه مدفون شدهاند؛ جایی در همسایگی ملک بادله حاکم شمال که در این گورستان به خاک سپرده شده است.
قبرستان سفید چاه
«قدیمیترین گورستان مسلمانان ایرانی»
پناهگاه رضاخانی
25 کیلومتر مانده به جنوب ورسک، در گردنه کوه معروف گدوک کاروانسرای تاریخی گدوک قرار گرفته است که این روزها به گاراژ لودرها و ماشین آلات مکانیزه و برف روب راهداری گدوک تبدیل شده است. کاروانسرایی که اگرچه قدمت آن به روزگار صفویان و دوران پر رونق شاه عباس می رسد، اما تا اواخر دوره قاجار هم پناهگاه در راه ماندگان بوده است.
شاهد این ادعا مورخان تاریخ معاصر هستند که کاربری این کاروانسرا را تا نزدیکی دوره پهلوی اول روایت کرده اند. یعنی روزگاری که مادر رضا پهلوی (رضا خان و رضا شاه آینده) تصمیم گرفت برای فرار از تنهایی و مشکلات مالی از آلاشت به تهران مهاجرت کند و زندگیش را در خانه برادرش ادامه دهد. او با کاروانی که از مازندران عازم تهران بود همراه شد و وقتی به گردنه سرد و مه آلوده گدوک رسید، مجبور شد همراه با کاروان در این کاروانسرا اقامت کند. در همین زمان فرزندش رضا، به شدت بیمار شد و این بیماری تا حدی پیش رفت که اعضای کاروان تصور کردند او از بین رفته است. بنابراین رضا را از مادر جدا کردند و به آغلی در همان کاروانسرا بردند تا روز بعد دفن کنند. اما گرمای بدن جانورانی که در آغل بودند، باعث شد تا کودک سرمازده جان بگیرد و به کاروان برگردد.
گاهشماری طبری
در گاه شماري مازندارني که به نام «فرس قديم» شناخته ميشود، سال ۳۶۵ روز دارد و دوازده ماه که هر ماه ۳۰ روز است و ۵ روز به نام «پنجک» يا «پتک» اين سال، ۶ ساعت و کسري کمتر از ۱ سال خورشيدي دارد و از اين رو ماههاي آن گردان است و جاي هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال يک ماه پيشتر مي افتد.
مازیار
مازیار از شاهزادگان جنوب شرقی طبرستان بود. وی در خاندانی سلطنتی به نام قارنوندیان متولد شد. پدربزرگ وی «وندادهرمز» نیز در دوران پادشاهی خود قیامی ضدعربی را تدارک دادهبود ولی قارن دوم «پدر مازیار بود و فرزند وندادهرمز» رابطه خویش با مامون عباسی را سیقل داد و در نزد او محبوب گشت ولی عمر درازی نداشت و مدت کوتاهی حکومت نمود.
پس از مرگ قارن حکومت میبایست به مازیار ، که فرزند نخست بود میرسید ، ولی برادر قارن با مازیار مخالفت نمود و قدرت را بدست گرفت. مازیار که نمیخواست حکومت را از دست دهد ، نزد مامون رفت و در آنجا اعلام کرد که مسلمان گشتهاست سپس مامون نام محمد را برای او برگزید. مامون مازیار (که محمد نامیده شده بود) را ، مامور اداره سرازمین کوهستانی طبرستان کرد و شخصی به نام موسی بن حفص را والی دشتهای طبرستان گرداند.
آرش کمانگیر
'''آرَشِ کَمانگیر''' نام یکی از اسطورههای کهن زرتشتی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطورهاست که طبق روایات از مردم طبرستان و یکی از دو شهر آمل یا ساری بودهاست.
اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامدهاست. در کتابهای پهلوی و نیز در کتابهای تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شدهاست. "ابوریحان بیرونی"، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش میداند. در اوستا آرش را '''اِرِخشه''' خواندهاند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کردهاند: ''از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان»''. در اوستا بهترین تیرانداز ارخش نامیده شدهاست که گمان بر این است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانستهاند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را (به احتمال زیاد سکاها را) از مرز ایران دور کردهاست.
اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامدهاست. در کتابهای پهلوی و نیز در کتابهای تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شدهاست. "ابوریحان بیرونی"، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش میداند. در اوستا آرش را '''اِرِخشه''' خواندهاند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کردهاند: ''از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان»''. در اوستا بهترین تیرانداز ارخش نامیده شدهاست که گمان بر این است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانستهاند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را (به احتمال زیاد سکاها را) از مرز ایران دور کردهاست.
جشن تیرگان
جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با ۱۰ تیر در گاهشمار خورشیدی (برابر با ۱۳ تیر ماه گاهشمار زرتشتیان ایران باستان) برگزار میشود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستارهٔ باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام میپذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمانکشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بودهاست. (آثارالباقیه، فصل نهم، بخش عید تیرگان).
گاو بومی مازندران
در ایران گاو بومی مازندران و گیلان به گاو جنگلی موسوم است و با دیگر نژادهای گاو بومی در کشور تفاوت دارد،مثلاٌ ، هم گاو نر و هم گاو ماده شاخ دارند .
در جنس نر کوهانی بر جسته روی شانه ها به چشم می خورد و اختلافی فاحش و غیر عادی به لحاظ وزن و قد بین نر و ماده وجود دارد .
تا چند دهه پیش از این، چرم، لبنیات و گوشت مصرفی مردم در مازندران و گیلان در بخشی عمده از همین گاو بومی تامین می شده و تقریباٌ تمامی اهالی روستا و بسیاری از خانواده های شهری در این دو استان این حیوان اهلی را در محل مسکونی و معمولاٌ با چارپایان دیگر در طویله ها نگه می داشتند جایی که لانه مرغ و ماکیان نیزدر اطراف آن بود. به این ترتیب هر خانوار سعی در خودکفایی خود داشته است .
آن ها که متعلق به یک یا دو نسل پیش از این اند در شهر های گیلان و مازندران ، گاو های رها شده در کوچه پس کوچه را که به آزادی پرسه می زدند و از درون زباله ها در جست و جوی غذا بوده اند به خاطر می آورند .
مردم معمولاٌ از این گاوهای ریزنقش و کوچک اندام هراسی به دل راه نمی دادند و از حضور آن ها در محل رفت و آمد خود تعجب نمی کردند . ماده گاوها هر صبح پس از دوشیدن شیر بتوسط صاحبان خود به بیرون از خانه هدایت می شدند و هنگام غروب مطابق عادتی که داشتند به منزل و نزد صاحبان خود باز می گشتند.
اشتراک در:
پستها (Atom)