ابوسهل کوهی

ریاضیدان و منجم معروف ایرانی ( در حدود 405 )این ریاضیدان دراصل از مردم طبرستان بود و در ایام سلطنت عضدالدوله و شرف الدوله در بغداد میزیست . در سال 378 به دستور شرف الدوله رصد خانه ای در بغداد بنا کرد و در آن به رصد پرداخت . در جوانی از شاگردان ابو حامد صاغانی بوده است . تاریخ وفات کوهی را مورخان 405 یا کمی بعد ازآن دانسته اند.

کوهی علاوه بر آن که منجمی دقیق و زبردست بود، در ریاضیات و بخصوص هندسه مقامی شامخ داشت. سارتن نوشته است : " کوهی علاوه برآنکه منجمی دقیق و زبردست بود ، در ریاضیات ، خصوصا هندسه مقامی شامخ داشت. " . سارتن نوشته است که : " کوهی هم خود را مصروف آن عده از مسائلی کرد که ارشمیدس و آپولونیس طرح کرده بودند و منجر به معادلات بالاتر از درجه دوم می شد و بعضی از آنها را حل کرد و شرایط قابل حل بودن آنها را مورد بحث قرار داد ."
تحقیقات او دراینباره از بهترین آثار هندسی دوران اسلامی است.
از تفحص در آثار ریاضی " کوهی " ، که اسامی آنها را ذکرخواهیم کرد ، معلوم می شود که وی در ریاضیات دارای شخصیتی بارز داشته و بخصوص در هندسه استاد و زبردست بوده است و عده ای از بزرگترین ریاضیدانان دوره اسلامی به آثار و تالیفات وی استناد و اشاره کرده اند.
بیرونی در کتاب قانون مسعودی " کوهی " را از مبرزان زمان خود در هندسه نامیده است و در کتاب" تحدید نهایات الاماکن" نوشته است که " شرف الدوله ، ابوسهل کوهی را به تجدید رصد مامور ساخت و او دربغداد بنایی ساخت که قاعده اش قطعه کره ای به قطر 25 ذراع ( تقریبا 5/ 12 ) بود و درمرکز آن سوراخی در سقف بنا قرارداشت و شعاعهای خورشید از آن سوراخ وارد بنا می شد ... "
حکیم عمر خیام در رساله " جبر و مقابله " خود نوشته است : " و مساله ای که ابوسهل کوهی ، ابوالوفای بوزجانی ، ابو حامد صاغانی و جماعتی از رفقای ایشان از حل آن عاجز ماندند، این است که می خواهیم عدد10 را به دو پاره تقسیم کنیم که مجموع مربعین آنها به اضافه خارج قسمت پاره بزرگتر بر پاره کوچکتر هفتاد و دو شود. "
چون ترجمه احوال ابوسهل کوهی در کتاب " تاریخ الحکما " مفصلتر از جاهای دیگر آمده است. اینک قسمتی از آن را عینا از روی ترجمه فارسی کتاب مذکور در اینجا نقل می کنم :
" منجمی است فاضل و کامل و به هیات و به صنعت آلات ارصاد خبیر و عالم . در دولت آل بویه و ایام عضد الدوله و بعد از آن ، تقدم و تفوق وی بر اقران مسلم بود.
چون شرف الدوله وارد بغداد گردید و برادرش صمصام الدوله را از عراق بیرون کرده خود برآن مستولی شد. درسال 378 امرکرد به آنکه کواکب سبعه را رصد کنند ، به حسب مسیرات ایشان و به حسب انتقالات ایشان در بروج، بر همان مثال که مامون در ایام خود فرموده بود . ابوسهل ویجن بن رستم بود به هندسه وهیات معرفتی به کمال داشت و درآن دو فن ، کار به نهایت رسانیده بود. لاجرم خانه ای در دارالمملکة ، در آخر بستانی نزدیک دروازه حطابین، بنا نهاد و کمال اهتمام و اعتنا به استحکام اساس و قواعد آن رعایت کرد، تا مبادا بنیان حرکتی کند یا دیوارها نشستی بنمایند. و آلتها که خود استخراج نموده بود نصب کرد... "

هیچ نظری موجود نیست: