أرِنگ مَرِنگ ، از انواع بازیهای بومی پسرانه در مازندران باستان بودهاست. بازیكنان برای بازی از نوعی شال به نام دِرنه استفاده میكنند. روش بازی به این صورت است كه بازیكنان در دو صف با فاصلهی ده تا بیست متر قرار میگیرند از هر دسته نمایندهای انتخاب شده وارد میدان میشود با قرعهكشی و یا با توافق طرفین، گروهی حاكم و گروهی محكوم نام می گیرند. شال در دست نمایندهی گره حاكم است گروه حاكم از پیش، اسب یكی از افراد محل را كه دارای ویژگی خاصی از جهت رنگ با جثه و دیگر صفات است در نظر گرفته به طرح سوال می پردازد و قرار را بر این می گذارد كه گروه محكوم پنج بارحق جواب دادن داشته باشد. اگر جواب درست باشد، برنده شده و میدان داری به آنها می رسد.
مسجد جامع بابل
هنگامی که از مراکزمذهبی سخن می گويیم ذهنما متوجه به مقابر و زیارتگاهها ومساجد میشود. تقریبا در هر مرحله از مناطق شهری یا روستایی یک مسجد در بسیاری از روستاها تکیه وسقارخانه ها وجود دارد. عمده ترین دلیل این موضوع آن است که شیعیان ایران توجه و اراده خاصی به ائمه اطهار و فرزندان ایشان داشته و دارند.
تکیه ومساجد شهرها و روستاها بیشترین آثار برجای مانده ازمعماری دوران اسلامی هستند و به علت توجه مردم و تقدسی این بناها ازآسیب های جوی در امان مانده اند و هر بار مردم مشتاقانه برای مرمت و بازسازی آن می کوشند.
مساجد از اماکن مذهبی هستند که تاریخ آغاز بنای آنها را مربوط به پذیرش تشیع وعمومی شدن آن در بین ایرانیان می دانند. اولین مسجد در زمان پیامبراکرم(ص) در شهر مدینه و بدست انصار ساخته شد.این مسجد به شکل مربع و مصالح آن از خشت و سنگ لاشه بود؛ حتی سر بنای آن و ستونهای آن از درخت نخل بود.
حملهی تیمورلنگ به تبرستان
![]() |
مجسمه تیمور در ازبکستان |
سرزمین مازندران در اواخر قرن هشتم ه.ق تازه از ظلم و جور حکام و خوانین محلی رهایی پیدا کرده و مردم آن در سلک مریدان سید قوام الدین مرعشی معروف به میر بزرگ در آمده بودند که تعالیم او آمیختهای از اصول نبوی، فقه شیعه دوازده امامی و آیین فتوت بود و به این ترتیب یکرنگی و اتحاد فرزندان سید قوام الدین، زمینهساز دولتی بر اساس قسط و برابری و در جهت بسط عدالت اجتماعی و برداشتن ظلم و ستم و آثار بیعدالتی بود که عمر این حکومت چندان دوام نیاورد و مانند دیگر حکومتهای کوچک و بزرگ آن زمان گرفتار یورش امیر تیمور گردید.در آستانه تأسیس دولت مرعشیان در مازندران که شرایط خاص و اوضاع درهم ریخته منطقه، شکل گیری چنین نهضتی را پذیرا بود، سه خاندان مهم؛ آلباوند، کیائیان جلالی و کیائیان چلاوی بر مازندران حکومت میکردند که هر کدام بخشی از این ولایت را تحت نفوذ و اختیار خود داشتند(البته این سلسلههای مذکور در شرق و میان مازندران بودندو غرب مازندران حکومت های دیگری داشت).
زمانی که کیا افراسیاب چلاوی از سوی مخالفان خود در آستانه سقوط قرار گرفت، دست ارادت و توبه به سوی سید قوام الدین دراز کرد و مرید او شد، اما پس از مدتی توبه خود را شکست و به فسق و جور و عصیان مشغول شد.از این واقعه به بعد مازندرانیها اطاعت و پیوری سید قوام الدین را گردن نهادند. این اتفاق راه رسیدن سید قوام الدین به فرمانروایی مازندران را آسان کرد و او پس از کسب پیروزی، اداره این منطقه را به فرزندان خویش واگذار کرد و به این ترتیب سید کمال الدین زمام امور را به دست گرفت و به تدریج نفوذ سیاسی خود را در مازندران گسترش داد.مرعشیان نتوانستند تیمور را از حمله به مازندران باز دارند و به هر حال در نبردی سخت تسلیم شدند.پس از مرگ تیمور در زمان شاهرخ برای مدتی سادات مرعشی مجددا در مازندران حکم راندند، اما نتوانستند حکومتی نیرومند بر پا دارند.اگر چه مرعشیان با یکدلی و خوی جوانمردی تمامی مازندران را در اختیار خود گرفتند و در آغاز مبارزه با تجمل و دنیا گرایی، سبب موفقیت آنان شد، اما حملات بیامان تیمور و سرانجام مالاندوزی و انباشتن ثروت برخی از حکمرانان این سلسله باعث دور شدن مردم از آنان و در نهایت فروپاشی مرعشیان گردید.
اشتراک در:
پستها (Atom)