
شیخ فضلالله نوری

روجا
عکسی از علی اسفندیاری در بین گوسفندان و رفیقانش |
خیرالنساء بیگم
خیرالنساء بیگم معروف و ملقّب به مهدعُلیا و دختر میرعبداللّه مرعشی (از سادات مازندران و پادشاه مناطقی از طبرستان) در سال 974 هجری به خواست شاه طهماسب به عقد محمدمیرزا (سلطان محمد خدابنده) در آمد. این زن متنفّذ و سیاستمدار پس از آنکه نخستین پسر خود، حمزه میرزا را به دنیا آورد با شوهرش که به عنوان والی خراسان منصوب گردید، بدان سو رفت. چون شویش بر اثر بیماری آبله نابینا گشت زمام کارهای ایالتی را در قلمرو هرات و خراسان به دست گرفت و با بزرگان کشور به دید و بازدید و نامه نگاری روی آورد. همان جا در اول رمضان 978 هجری شاه عباس را به دنیا آورد.
سلطان العلماء آملی
سلطان العماء ، علاالدين حسين بن رفيع الدين محمد بن شجاع الدين محمود الحسيني آملي (مشهور به خليفه سلطان از اولاد مير قوام الدين مرعشي)،در سال1000هجري در اصفهان متولد شد. بخشي از تحصيلات خود را نزد پدرش ميرزا رفيع الدين که از علما ودانشمندان آن عصر بود آموخت،هم چنين سالها درمحضرحاج ملا محمود اصفهاني و به ويژه مير داماد و شيخ بهايي به تحصيل علوم معقول و منقول پرداخت،وي در خدمت شيخ بهايي هم درس ملا خليل قزويني بود. ايشان پس از سالها بهرهمندي از مکتب بزرگان اصفهان به درجهي اجتهاد رسيد و در زمرهي علماي طراز اول آن عصر اصفهان بود. پدرش در سلطنت شاه عباس اول(1042-1034) مدت دو سال مقام صدرات داشته و به دليل انتساب با خاندان صفوي فرزندش خليفه سلطان با يکي از دختران شاهعباس به نام آغابيگم ازدواج کرد. محصول اين ازدواج فرزنداني بود که همگي از فضلاء و دانشمندان عصرخود بودند. سلطان العما در سال 1033 هجري به وزارت رسيد،از اين رو پدر و پسردر يک خانه جلوس مي کردند و به امور مملکت رسيدگي مي کردند.وي تا سال 1024 در اين سمت باقي ماند.در عهد شاه صفي زماني که شاه دستور داد تا شاهزادگان صفوي و منسوبين دربار را کور کنند،عده اي از فرزندان وي نيز در زمره ي مغضويين بودند و ازنعمت بينايي محروم شدند.خودش نيز به قم تبعيد شده است،وي در تبعيد اين فرصت را يافت تا به تدريس و مطالعات و نشر تحقيقات خود بپردازد.شاه صفي پس از مدتي وي را به اصفهان فرا خواند.وي پس از مدتي اقامت در اصفهان به عزم خانه ي خدا به بيت الله الحرام سفر کرد و در اين مدت شاه صفي از دار دنيا رفت و شاه عباس ثاني به جاي وي نشست. شاه عباس ثاني پس از قتل ميرزا تقي اعتماد الدوله در سال 1055 شمسي خليفه سلطان را به وزارت اعظم منصوب کرد.وي که مدت هشت سال و شش ماه در اين سمت باقي بود.نويسنده ي روضات الجنات گرچه از وي تجليل کرده،ولي نسبت به دخالت وي در امور حکومت انتقاد کرده است،معتقد بود که يک فرد فاضل و دانشمند در کار تدريس و تحقيق و تاليف و تربيت شاگردان عالم رضايت خاطر بيشتري خواهد داشت تا اين که در سمت هاي دولتي نزد حکام مستبد شخصيت خود را بشکند.
هوتو
هوتو نام غاری است در نزدیکی بهشهر و در روستای تروجن (شهیدآباد) که قدمت تاریخی دارد و آثار باستانی مهمی درباره زندگی انسانهای اولیه در آن پیدا شدهاست. این غار در دامنه کوه البرز و رو به دریا و در ابتدای ورودی شهر بهشهر و در فاصله پنجاه متری جفت خود، غار کمربند قرار گرفتهاست. این غار و غار کمربند، به لحاظ کشف اسکلت انسان با قدمت هفتاد هزار سال معروفیت جهانی دارد. مهمترین این کشفیات اسکلت مادر ۱۶ ساله و نوزاد وی میباشند.
غار در حال حاضر دو مدخل در در ارتفاع مختلف و یک سوراخ تهویه در سقف دارد.
برغان
روستای برغان یکی از روستاهای خوش آب و هوای استان البرز است که در بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ واقع شده است. برای رسیدن به برغان دو راه اصلی وجود دارد که بازدیدکنندگان از این روستا هر یک بنابر موقعیت جغرافیایی محل سکونت خویش و یا بر اساس دوری و نزدیکی به آن میتوانند یکی از این دو راه انتخاب کنند.
گودارها و جوگیها
گدارها که در منابع تاریخی و محاورات مردم مازندران با نامهای متفاوتی همچون گدار Godar ، گودار Gudar، گجر Gojar، گسار Gosar، خیکش Xikes و برخی عناوین دیگر خوانده شدهاند در محاورات درون قومی خود را چوله Cule مینامند.
دیوار سرخ گرگان
دیوار بزرگ گرگان یا دیوار سرخ گرگان نیز نامیده میشود دیواری تاریخی است که از کنار دریای مازندران (کاسپین) در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوههای گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه مییافتهاست. هماکنون تقریبا تمام این دیوار از میان رفتهاست و تنها بخشهای کوچکی از آن که در زیر خاک مدفون مانده، باقی است. دیوار تاریخی گرگان پس از دیوار چین(به طول شش هزار کیلومتر) و دیوار سمیز آلمان (به طول ۵۴۸ کیلومتر)، بزرگترین دیوار دفاعی جهان است.
سقوط پادوسبانیان
سلسله پادوسبانیان که ۹۸۴سال در غرب مازندران و مناطقی در شرق گیلان حکومت کرده بود در سال ۱۰۰۶هجری پس از چند درگیری نابود شد و شاه عباس یکم صفوی حکومت آن دیار را برعهده گرفت. ولی هنوز هم عدهای در آن نواحی نسب و شجرهنامهی خود را به شاهان پادوسبانی و از این طریق به ساسانیان و حتی فریدون پیشدادی میرسانند از یکی این افراد شاعر معاصر و نوپرور "نیما یوشیج" بود که حتی نام خود و پسرش را از نام شاهان این سلسله برگزید.
اسفندیار رحیم مشایی
اسفندیار رحیم مشایی (زادهٔ آبان ۱۳۳۹ در روستا مشاء از توابع رامسر) سیاستمدار ایرانی و رییس دفتر و سرپرست نهاد ریاست جمهوری ایران، دبیر کمیسیون فرهنگی دولت، ریاست شورای هماهنگی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، ریاست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری، رئيس كارگروه زيارت و فرهنگ رضوی، جانشین رییس جمهور در شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، رییس مرکز مطالعات جهانی شدن ، رئيس شوراي اطلاع رساني دولت ایران و نماينده ويژه رييس جمهور در امور خاورميانه است.
او در زمان شهرداری محمود احمدینژاد رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود. در دولت اول احمدینژاد مشایی ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران را بر عهده داشت. وی در تیرماه ۱۳۸۸ معاون اول رئیسجمهور ایران شد. اما پس از یک هفته از حکم حکومتی رهبر ایران، مبنی بر برکناری مشایی از این سمت، رحیم مشایی از پست خود استعفا داد و ساعتی بعد از سوی احمدینژاد به عنوان رئیس دفتر ریاست جمهوری منصوب شد. او در رشتهٔ مهندسی الکترونیک در دانشگاه صنعتی اصفهان تحصیل نموده و پدر عروس احمدینژاد است.منتقدان از وی به عنوان یار همیشگی محمود احمدینژاد یاد میکنند.
شاهاندشت
روستای شاهاندشت یک روستای تاریخی است که در کیلومتر ۹۶جاده هراز قرار گرفته است. یعنی اگر از تهران به سمت این روستا حرکت کنید، چیزی حدود دو ساعت تا دوساعت و نیم زمان می برد تا به آبشار شاهاندشت، قلعه ملک بهمن و چشم اندازهای زیبای قله دماوند برسید و بتوانید یک کوهپیمایی سبک یا پیاده روی در کوچه باغ های با صفای شاهاندشت را با صدای آرامش بخش جوی آب و طبیعت چشم نواز این روستا تجربه کنید.
کتاب تاریخ طبرستان
کتابی به فارسی درباره طبرستان تألیف بهاءالدینمحمدبنحسنبناسفندیارکاتب معروف به ابن اسفندیار در قرن هفتم. از زندگی مؤلف بیش از آنچه از متن کتاب به دست می آید دانسته نیست. احتمالا خاستگاه وی آمل بوده است.
کنگلو
درکیلومتر 10 جاده دوآب - ورسکِ سوادکوه مازندران ودرسمت چپ ،جاده ای است فرعی به طول 14 کیلومتر که از روستای بالا دوآب و از پاي طاق عظيم اسپهبد خورشيد آخرین بازمانده شاهان ساسانی آغاز و درميانه مسير پس از گذشتن از كنار بقایای راهي باستانی درسينه كوه ، به دوراهی روستای چاشم - کنگلو منتهی می شود .مسیری در محدوده کوهستانی سواد کوه ودر غرب جبال قارن که از آن در منابع با نام پادوسبان یا فادوسبان نام برده می شود. قسمتهای اولیه جاده آسفالته و باقی آن خاکی است . در ادامه راه ودرسمت چپ ،با عبورازپل سیمانی جدید الاحداث راه پرپیچ و خم وكوهستاني روستای کنگلو منشعب می شود که طول آن 16 کیلومتراست .درفاصله حدود هزارو پانصد متري جنوب غربي این روستاي مُحدَث كه بيش از 150 سال قدمت ندارد ودرارتفاعی پایین تر از آن، قلعه اي باصلابت از دوره ساساني در سه طبقه با پلاني بيضي شكل و دو ديوار منتهي به برج در جناحين آن ،برجاي مانده است که گويي همچون عقابی است سرخ گون با بالهای گسترده ،از آشیان خود محافظت می کند .
بیبیخانم استرآبادی
بیبیخانم استرآبادی از نویسندگان دوران مشروطه است. او در در روزنامههای حبل المتین، تمدن و نشریه مجلس مقاله مینوشت. بیشتر مقالات او در دفاع از آموزش دختران است. او نخستین دبستان دختران را بنیان گذاشت. بیشتر شهرت بیبیخانم استرآبادی به خاطر کتاب «معایب الرجال» است که به طنز و در پاسخ به «تادیبالنسوان» نوشتهاست. او را نخستین زن طنزنویس ایران میدانند[۱].
محمد بن ایوب طبری
محمد بن ایوب طبری ریاضیدان و اخترشناس ایرانی از نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری و نویسندهٔ آثار متعدد در علوم ریاضی به زبان فارسی است.
نام و کنیهٔ او در مقدمهٔ تعدادی از آثارش بهصورت ابوجعفر محمد بن ایوب الحاسب الطبری آمده است. محققان با توجه به اشارات موجود در مقدمهٔ آثارش چنین نتیجه گرفتهاند که محمد بن ایوب طبری معاصر الب ارسلان و ملکشاه سلجوقی بوده و در ربع قرن از ۴۶۱ تا بعد از ۴۸۵ فعالیت علمی داشتهاست.
واژه مازندران
شاید تا به حال از خود پرسیده باشید که واژه مازندران به چه معناست؟
در این مقاله میخواهم درباره واژه مازندران و ارتباط این واژه با سرزمین طبرستان بگویم. اینکه مازندرانی که دیوان و اهریمنان در آن حکومت میکنند آیا همین سرزمینی است که به هماکنون به آن مازندران گویند یا سرزمینی دیگر است؟
همچنین میخواهم درباره پایتخت منوچهر و فریدون (شاهان پیشدادی ایران در شاهنامه) بحث کنم و اینکه پایتخت امپراطوری ایران در آن دوران کجا بودهاست؟
قبرستان سفید چاه
«قدیمیترین گورستان مسلمانان ایرانی»

تاریخ قبرستان سفید چاه را تا ۱۲۰۰ سال تخمین می زنند و شاید محکم ترین شاهد این ادعا، قبر ابراهیم، منصور و عبدالرحمن سه فرزند امام موسیابن جعفر(ع) باشد که هر سه در سفیدچاه مدفون شدهاند؛ جایی در همسایگی ملک بادله حاکم شمال که در این گورستان به خاک سپرده شده است.
پناهگاه رضاخانی
25 کیلومتر مانده به جنوب ورسک، در گردنه کوه معروف گدوک کاروانسرای تاریخی گدوک قرار گرفته است که این روزها به گاراژ لودرها و ماشین آلات مکانیزه و برف روب راهداری گدوک تبدیل شده است. کاروانسرایی که اگرچه قدمت آن به روزگار صفویان و دوران پر رونق شاه عباس می رسد، اما تا اواخر دوره قاجار هم پناهگاه در راه ماندگان بوده است.
شاهد این ادعا مورخان تاریخ معاصر هستند که کاربری این کاروانسرا را تا نزدیکی دوره پهلوی اول روایت کرده اند. یعنی روزگاری که مادر رضا پهلوی (رضا خان و رضا شاه آینده) تصمیم گرفت برای فرار از تنهایی و مشکلات مالی از آلاشت به تهران مهاجرت کند و زندگیش را در خانه برادرش ادامه دهد. او با کاروانی که از مازندران عازم تهران بود همراه شد و وقتی به گردنه سرد و مه آلوده گدوک رسید، مجبور شد همراه با کاروان در این کاروانسرا اقامت کند. در همین زمان فرزندش رضا، به شدت بیمار شد و این بیماری تا حدی پیش رفت که اعضای کاروان تصور کردند او از بین رفته است. بنابراین رضا را از مادر جدا کردند و به آغلی در همان کاروانسرا بردند تا روز بعد دفن کنند. اما گرمای بدن جانورانی که در آغل بودند، باعث شد تا کودک سرمازده جان بگیرد و به کاروان برگردد.
گاهشماری طبری
در گاه شماري مازندارني که به نام «فرس قديم» شناخته ميشود، سال ۳۶۵ روز دارد و دوازده ماه که هر ماه ۳۰ روز است و ۵ روز به نام «پنجک» يا «پتک» اين سال، ۶ ساعت و کسري کمتر از ۱ سال خورشيدي دارد و از اين رو ماههاي آن گردان است و جاي هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال يک ماه پيشتر مي افتد.
مازیار
مازیار از شاهزادگان جنوب شرقی طبرستان بود. وی در خاندانی سلطنتی به نام قارنوندیان متولد شد. پدربزرگ وی «وندادهرمز» نیز در دوران پادشاهی خود قیامی ضدعربی را تدارک دادهبود ولی قارن دوم «پدر مازیار بود و فرزند وندادهرمز» رابطه خویش با مامون عباسی را سیقل داد و در نزد او محبوب گشت ولی عمر درازی نداشت و مدت کوتاهی حکومت نمود.
پس از مرگ قارن حکومت میبایست به مازیار ، که فرزند نخست بود میرسید ، ولی برادر قارن با مازیار مخالفت نمود و قدرت را بدست گرفت. مازیار که نمیخواست حکومت را از دست دهد ، نزد مامون رفت و در آنجا اعلام کرد که مسلمان گشتهاست سپس مامون نام محمد را برای او برگزید. مامون مازیار (که محمد نامیده شده بود) را ، مامور اداره سرازمین کوهستانی طبرستان کرد و شخصی به نام موسی بن حفص را والی دشتهای طبرستان گرداند.
آرش کمانگیر
'''آرَشِ کَمانگیر''' نام یکی از اسطورههای کهن زرتشتی و همچنین نام شخصیت اصلی این اسطورهاست که طبق روایات از مردم طبرستان و یکی از دو شهر آمل یا ساری بودهاست.
اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامدهاست. در کتابهای پهلوی و نیز در کتابهای تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شدهاست. "ابوریحان بیرونی"، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش میداند. در اوستا آرش را '''اِرِخشه''' خواندهاند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کردهاند: ''از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان»''. در اوستا بهترین تیرانداز ارخش نامیده شدهاست که گمان بر این است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانستهاند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را (به احتمال زیاد سکاها را) از مرز ایران دور کردهاست.
اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده ولی داستان آرش در شاهنامه نیامدهاست. در کتابهای پهلوی و نیز در کتابهای تاریخ دوران اسلامی به آن اشاراتی شدهاست. "ابوریحان بیرونی"، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش میداند. در اوستا آرش را '''اِرِخشه''' خواندهاند و معنایش را نیز کسانی معناهایی کردهاند: ''از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان»''. در اوستا بهترین تیرانداز ارخش نامیده شدهاست که گمان بر این است که همان آرش باشد. بعضی معنی آرش را درخشان دانستهاند. و برخی معتقدند که منظور از آرش، حاکم پارتی گرگان بوده که به زور تیر و کمان دشمن را (به احتمال زیاد سکاها را) از مرز ایران دور کردهاست.
جشن تیرگان
جشن تیرگان در تیر روز از تیرماه برابر با ۱۰ تیر در گاهشمار خورشیدی (برابر با ۱۳ تیر ماه گاهشمار زرتشتیان ایران باستان) برگزار میشود. این جشن درگرامی داشت تیشتر (ستارهٔ باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام میپذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمانکشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بودهاست. (آثارالباقیه، فصل نهم، بخش عید تیرگان).
گاو بومی مازندران
در ایران گاو بومی مازندران و گیلان به گاو جنگلی موسوم است و با دیگر نژادهای گاو بومی در کشور تفاوت دارد،مثلاٌ ، هم گاو نر و هم گاو ماده شاخ دارند .
در جنس نر کوهانی بر جسته روی شانه ها به چشم می خورد و اختلافی فاحش و غیر عادی به لحاظ وزن و قد بین نر و ماده وجود دارد .
تا چند دهه پیش از این، چرم، لبنیات و گوشت مصرفی مردم در مازندران و گیلان در بخشی عمده از همین گاو بومی تامین می شده و تقریباٌ تمامی اهالی روستا و بسیاری از خانواده های شهری در این دو استان این حیوان اهلی را در محل مسکونی و معمولاٌ با چارپایان دیگر در طویله ها نگه می داشتند جایی که لانه مرغ و ماکیان نیزدر اطراف آن بود. به این ترتیب هر خانوار سعی در خودکفایی خود داشته است .
آن ها که متعلق به یک یا دو نسل پیش از این اند در شهر های گیلان و مازندران ، گاو های رها شده در کوچه پس کوچه را که به آزادی پرسه می زدند و از درون زباله ها در جست و جوی غذا بوده اند به خاطر می آورند .
مردم معمولاٌ از این گاوهای ریزنقش و کوچک اندام هراسی به دل راه نمی دادند و از حضور آن ها در محل رفت و آمد خود تعجب نمی کردند . ماده گاوها هر صبح پس از دوشیدن شیر بتوسط صاحبان خود به بیرون از خانه هدایت می شدند و هنگام غروب مطابق عادتی که داشتند به منزل و نزد صاحبان خود باز می گشتند.
تمیشه
تمیشَه ، شهری قدیمی در مشرق طبرستان قدیم . این شهر در مرز شرقی طبرستان و سرحد گرگان ، در شانزده فرسخی مشرق شهر ساری واقع بوده است . نام آن در منابع سده های اولیة اسلامی به صورت طَمیس (ابن خرداذبه)، طَمیسه (بلاذری)، طمیش (ابن فقیه )، طَمیشه (اصطخری)، طمیسة و تمیشة (مقدسی) آمده است . ضبط تمیشه نیز در منابع قدیم فارسی به کار رفته است ( حدودالعالم ؛ فردوسی؛ ابن اسفندیار).
سلسله پادوسبانیان
بادوسپانیان (پادوسپانیان / بادوسبانیان) ، خاندانی ایرانی که به زعم بعضی از مورّخان از قرن اول تا یازدهم هجری در ناحیة رویان ، که بعدها رستمدار خوانده شد، حکومت کرده اند. این نام از کلمة پهلوی «پات کوسپان » مرکب از«پات کوس » به معنی سرزمین و پسوند «پان » (= «بان » در فارسیِ امروزی ) به معنی دارنده و نگاهبان است . تئوفیلاکتوس ، مورّخِ روم شرقی قرن هفتم میلادی ، آن را به «کلیماتارکس » (حاکم ) ترجمه کرده است (نولدکه ، ص 152، پاورقی ؛ یوستی ، ص 245). مملکت ایران در زمان ساسانیان گاهی به چهارناحیه (از روی چهار جهت اصلی ) تقسیم می شده است که در رأس هر کدام یک «پات کوسپان » یا «پاذوسپان » قرار داشته است . به گفتة تومااَرتسرونی ، مورّخِ ارمنی ، فرستادگان خلیفه (به ارمنستان ) «پات گوسپان » خوانده می شدند (یوستی ، همانجا). به گفتة طبری ، در 21، که مسلمانان به اصفهان حمله کردند، نام «مَلِکِ اصفهان » «فاذوسفان » بود؛ اما گویا فاذوسفان در اینجا عنوان بوده است نه نام ، مانند کلمة «اُسْتَندار» که باز به همین مناسبت در طبری مذکور است (سلسلة اوّل ، ص 2638ـ 2639). به عقیدة مارکوارت (ص 30) این شخص شاید فاذوسفانِ «نیمروز» بوده است .
ورزا جنگ
وَرزا جَنگ، جنگی است که در شمال ایران بین گاوهای نر سازمان داده میشود. این مراسم هم اکنون تنها در استانهای گیلان و مازندران اجرا میشود. اما درگذشته، این مراسم در همه ایران معمول بود و بخشی از سرگرمیهای جشنهای محلی را در کنار سایر بازیهایی که از قرار دادن حیوانات علیه یکدیگر، از جمله قوچ، بوفالو، شتر، سگهای نگهبان، خرس و... استفاده میکردند تشکیل میداد.
سقانفار
سقانفار سقانپار یا سقاتالار آلونکها یا اتاقکهایی هستند که در استان مازندران در شمال ایران برای استفادههای گوناگون ساخته میشوند.
سقانفارها که بیشتر در کنار حسینیهها، مساجد یا محوطه گورستانها ساخته میشدند معمولاً موقوفه ابوالفضل بودند که ثروتمندان از آن برای شرکت در مراسم سوگواری استفاده میکردند.
مسته مرد
در زمان عضدالدوله دیلمی شخصی به نام علی پیروزه در بارگاه وی ملک الشعراء بود. روزی یکی دیگر از شاعران طبرستانی (که بعدها وی را مسته مرد خواندند) وارد قصر عضدالدوله شد و به رسم آن زمان نزد علی پیروزه که ملک الشعراء بود رفت و به او گفت که میخواهد به دربار رود و شعرش قرات کند.
پیروزه با شنیدن شعرهای وی با خود گفت که اگر وی با عضدالدوله دیدار کند حتما جای من میگیرد و ملک الشعراء دربار میشود بنابراین علی پیروزه نگذاشت که وی به نزد شاه درآید.
مدتی در قصر ماند و وقتی فهمید پیروزه به او حقه زده است. پنهانی به باغ پادشاه دیلمی رفت. در بین مجلس یکی از سرداران دیلمی متوجه مسته مرد شد و او را نزد شاه برد....
سلسله قارنوندیان (آل قارن)
به هنگام سلطنت خسروانوشیروان شاهنشاه ساسانی خاندان قارن به فرمان او در بخشی از ناحیه کوهستانی تبرستان حکومت یافت. آل قارن یا قارنوندان به قول ابناسفندیار لقب جرشاه را داشتند ، زیرا«جرکهستانی راگفتند که برو کشت توان کرد وکهستان ایشان جمله مزارع ومعمور بودی .»(1)
پتشخوارگر

درسال673 ق . م سپاهیان آسار حادون شاهنشاه سرزمین آشور در یک عملیات جنگی به سرزمین موسوم به پاتوش آری یا پاتشوعارا ، که جزئی از کشور مادهای دور دست بوده ، رسیدند.(1) آسار حادون در کتیبه خود از سرزمین پاتوش آری چنین سخن می گوید :»اما سرزمین پاتوش آری بر کران کویر نمک در خاک مادهای دور دست که کوه بیکنی (دماوند) در کنار آن نهاده است ، کوه سنگ لاجورد ، که هیچ یک ازنیاکان پادشاه من پا در خاک آن نگذاشته بودند « (2)
این نام درزمان هخامنشیان تحت عنوان پیشوارش یا پتشوارش در کتیبه داریوش یکم آمده و در زمان سامانیان ، براساس کارنامه اردشیر بابکان نام آن پتشخوارگر بوده است . این سرزمین در اوستا بخشی ازرشته کوههای «اوپی ری سئنا» یا اپارسن دانسته شده است . در کتاب جغرافیدان یونانی ، استرابون با عنوان «پراخواتراس» ذکر شده که همان رشته کوههای البرز بوده و اقوام گیل ، کادوسی و آماردی در نواحی شمالی آن سکونت داشته اند. پروکوپیوس مورخ بیزانسی نیز از کیوس برادر انوشیروان تحت نام پتشخوارشاه یاد می کند که وی موسس سلسل باوندیان طبرستان بوده است.(3)
این نام درزمان هخامنشیان تحت عنوان پیشوارش یا پتشوارش در کتیبه داریوش یکم آمده و در زمان سامانیان ، براساس کارنامه اردشیر بابکان نام آن پتشخوارگر بوده است . این سرزمین در اوستا بخشی ازرشته کوههای «اوپی ری سئنا» یا اپارسن دانسته شده است . در کتاب جغرافیدان یونانی ، استرابون با عنوان «پراخواتراس» ذکر شده که همان رشته کوههای البرز بوده و اقوام گیل ، کادوسی و آماردی در نواحی شمالی آن سکونت داشته اند. پروکوپیوس مورخ بیزانسی نیز از کیوس برادر انوشیروان تحت نام پتشخوارشاه یاد می کند که وی موسس سلسل باوندیان طبرستان بوده است.(3)
مارلیک
مهاجرت از مارلیک به قدری سریع و ناگهانی و احتمالا وحشتناک اتفاق افتاده که کسی فرصت بازگشت و سرقت اشیای گران بهای آن را پیدا نکرده است.
کمی دورتر از رودبار در دل کوههای سرسبز و جنگل های انبوه گیلان، تپه مارلیک در جوار دره گوهر رود، چشم ها خیره می کند و البته اگر بدانی که این منطقه زمانی دور به قدمت هزاره اول قبل از میلاد پذیرای قومی هنرمند و خلاق از اهالی فلات ایران بوده است؛ چشم دلت به دیدن زیبایی های معنوی منطقه روشن تر خواهد شد.
پهنه کلا
تکیه پهنه کلا ساری یکی از تکایا و حسینیههای استان مازندران میباشد که در روستای پهنه کلا شمالی بناشده و حدود 10کیلومتر تا ساری فاصله دارد.
پانورومایی از آستانه پهنه کلا در سمت چپ سقاخانه و در سمت راست قبرستان وجود دارد
سایت: http://www.pahnekola.com
آدرس: ساری - روستای پهنه کلای شمالی - ابتدای ورودی روستا
حملات روسها به ایران
موقعیت طبیعی و جغرافیایی دریای مازندران(Caspian Sea) از دیرباز نه تنها برای ایرانیان، برای اقوام بیگانه و حتی دورترین آنها از سواحل ایران (روسها) شناخته شده بود.
روس ها برای تجارت وصدور کالا از آن منطقه به دیگر مناطق آسیایی به آن سواحل کشتی می راندند و از همان روزگار قصد دست اندازی و تصرف آن را در سر می پروراندند .
در سدههای نخستین اسلامی، روس ها حملاتی به کرانههای دریای مازندران و جزایر آن انجام دادند.
آل زیار
« ناحیۀ دیلم پیش قدما شامل قسمتی بوده است از گیلان حالیه که از جنوب به ولایت قزوین و از مشرق به خاک چالوس(تنکابن امروزی) محدود می شده و اگرچه در موقع استیلای دیالمه گاهی تمام گیلان و زمانی هم جمیع ولایات ساحلی بحر خزر را در جزء سرزمین دیلم آورده اند،* لیکن حقیقت دیلم فقط قسمت کوهستانی گیلان کنونی بوده که آن را به اسامی دیلمان و دیلمستان
می خوانده اند در مقابل قسمت پست و جلگه ای که به نام گیلان یاد می شده، پس دیلمان یا دیلمستان به معنی مسکن طایفۀ دیلمی و گیلان به معنی مسکن طایفۀ گیل است. بتدریج این تشخیص از میان رفت و گیلان نام تمام قسمتی شد که بین طبرستان و طالش و طارم و قزوین محصور است.
می خوانده اند در مقابل قسمت پست و جلگه ای که به نام گیلان یاد می شده، پس دیلمان یا دیلمستان به معنی مسکن طایفۀ دیلمی و گیلان به معنی مسکن طایفۀ گیل است. بتدریج این تشخیص از میان رفت و گیلان نام تمام قسمتی شد که بین طبرستان و طالش و طارم و قزوین محصور است.
امامزاده عباس
امامزاده عباس Abbas Emam-zade or Abbas Shrine
استان مازندران ، (شمال شرقی) شهرستان ساری ، جاده ساری به بهشهر(بلوار امام رضا) ، بعد از پل تجن ، محله آزاد گله ، خیابان امامزاده عباس ، تلفن 3283603 - 0151 تلفکس 3285252 -0151
شماره ثبت ملی در سازمان میراث فرهنگی 361 تاریخ ثبت ملی 20/03/1321
ختصات جغرافیایی :g 36"34'04.41" N 53"05'42.32" E
ارتفاع از سطح دریا: 39 متر
پایگاه اینترنتی امامزاده عباس: www.emamzadeabas.com
آبسکون
آبَسْكون، يا آبُسْكون، آبِسْكون، جزيره يا بندرگاهي كهن در جنوب شرقي درياي مازندران و شمال باختري استرآباد در مصبّ رود گرگان كه جغرافيدانان متقدم طول شرقي آن را 79 و 45 و عرض شمالي آن را 37 و 10 يا 15 تعيين كردهاند (ابوالفدا، 36؛ وثوق زماني، 29، به نقل از خواجه نصير). با اينهمه، اكنون محل دقيق آن شناخته نيست و كساني آبسكون را در محل روستاي خواجه نفس كنوني يا جزاير آشوراده ميدانند، يا احتمال ميدهند كه با رود سكاندا در هيركانياي قديم كه بطلميوس از آن ياد كرده مربوط بوده است (ايرانيكا؛ دانشنامه)، اين نظر و احتمال بر آگاهيهاي قطعي تاريخي تكيه ندارد، ولي حدس بارتولد كه آن را در حدود گمش تپه يا گميشان ميداند، با توجه به طول و عرض جغرافيايي اين دو منطقه، از اعتبار بسيار برخوردار است، خاصه كه محتمل است مقصود ملاشيخعلي گيلاني (ص 50) از تميشة نزديك ابسكون، همين گميشان يا گميشه باشد.
مولانا سراج الدین قمری آملی
مولانا سراجالدین قمری آملی از شعرای برجسته ایران در اواخر سده ششم و اوائل قرن هفتم هجری که از مردم لاریجان آمل بودهاست. اشعار وی نخستین بار توسط سید محمد طاهری شهاب در کتابی با ششصد بیت گردآوری شد ولی متأسفانه اجل مهلت نداد و بعدأ آقای یدالله شکری برای تز دکترای خویش در سال 1361 این کتاب را چاپ نمود.
گوهر تپه
گوهر تپه Ghohartape
استان مازندران ، شهرستان بهشهر ، 2 کیلومتری شمال غربی رستم کلا یا کیلومتر 40 جاده ساری - بهشهر ، تلفن 01525367633 تلفکس 01512256326
شماره ثبت ملی 5406 تاریخ ثبت ملی 25/12/1380
مختصات جغرافیایی : g 36°40'49.90"N 53°24'44.31"E
پایگاه اینترنتی سایت موزه: www.Asec.ir
استان مازندران ، شهرستان بهشهر ، 2 کیلومتری شمال غربی رستم کلا یا کیلومتر 40 جاده ساری - بهشهر ، تلفن 01525367633 تلفکس 01512256326
شماره ثبت ملی 5406 تاریخ ثبت ملی 25/12/1380
مختصات جغرافیایی : g 36°40'49.90"N 53°24'44.31"E
پایگاه اینترنتی سایت موزه: www.Asec.ir
اشتراک در:
پستها (Atom)